تبليغاتX
جانٍ آزاد

جانٍ آزاد

آماده می شوم برای رفتن به یک سفر. به شهری اطراف تهران می روم و در یک اتاق تنگ وتاریکِ قرون وسطایی خودم را حبس می کنم و به امورات شخصی ام که نیاز به چنین فضایی دارد می پردازم. بعد از 10 روز هم دوباره بر می گردم تهران و روز از نو روزی از نو . همان روزمرگی کسل کننده همیشگی

باید کم کم حرکت کنم ولی قبل از آن می خواهم یک مطلب بگذارم در رابطه با مشروطه. این صفحه مشروطه شرق بد جوری وسوسه می کند برای نوشتن از مشروطه. از این به بعد اگر فرصتی دست دهد و مطلبی به ذهنم برسد از مشروطه خواهم نوشت.


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد  |